ordinary
بعضا ما بشتر از آنچه که فکر می کنیم معمولی هستیم و خیلی کمتر از آنچه که در توهمات خود دنبال می کنیم خاصیم،ما آدم ها شبیه همیم درست مثل هم، با تفاوت هایی بسیار اندک و اگر نبود این تکنولوژی و اسباب و وسایل شهری این تشابه ها هویدا میشد!
ما انسان ها همه بیماریم، بیمار این دنیا بیمار این چهار دیواری هایی که دور بر خود ساخته ایم و یا بهتر بگویم معتادیم، معتاد این زندگی پر تجمل عادی روزمره!
بعضا اگر از چیزی فرار کنی بیشتر گریبانگیرت میشود مثل این زندگی روزمره ی عوامانه هر چه میخواهی خاص تر باشی در دنیا عوام تر میشوی ،گاهی وقت ها برای رفع تشنگی نباید آب خورد باید نوع آب را عوض کرد ممکن است آب شور باشد!
وقتی برای کسی یک موضوع را بیان میکنید لطفا واضح و شفاف بیان نمایید،بنده الان سه روز است که با این عبارت کلنجار میروم”مسیر برعکس”
موضوع : دست نوشته های من
مطلب بعدی: transition
مطلب قبلی: …
نویسنده : Saleh
زمان ارسال : ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸
اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۸۸ at ۶:۴۴ ب.ظ
شاید
انسانها همانقدر که به نظر ما یکسانند
خاصند!!!
نمی فهمم…
سلام
اردیبهشت ۱۹م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۰۸ ب.ظ
خیلی از ما، خیلی وقت ها به هوای قند چای می خوریم. نه؟!
اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۸۸ at ۳:۰۶ ب.ظ
akhavi ziad fecr nakon parooooooo bezan
اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۰۷ ب.ظ
نوشتم: من یه آدم معمولی ام و …
نوشتم: وابستگی هامو بگیر از من…
نوشتم: خسته شدم و میخوام برم مرخصی ازین دنیا، نمیدونم که چرا این همه بعدش زنده م؟
یه جاهایی نمیشه البته واضح و شفاف توضیح داد، گاهی فقط باید اونقدری توضیح داد که دچار سوءتفاهم نشود طرفت، گاهی هم میخواهی که با خودش کلنجار برود..
راستی مگه خودتون واضح و شفاف بیان میکنید؟ D:
حالا انقدر کلنجار نروید، برید بپرسید!(-;
پ.ن: هر بند نوشته حس و یادی برام داشت… نمیشد چیز دیگهای بگم!
اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۱ ق.ظ
“زندگی پر تجمل عادی روزمره!” ما که تجملی نمیبینم.
به مهدیار : قشنگ بود
اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۸۸ at ۴:۰۲ ب.ظ
سلام
خوب نوشتی.منم همین حس تو رو دارم صالح.گاهی باید واسه رها شدن از تشنگی روزه گرفت
یا حق
اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۸۸ at ۴:۰۴ ب.ظ
http://www.asemanblog.com/
خرداد ۲م, ۱۳۸۸ at ۲:۱۲ ب.ظ
حاجی جون فقط اومدم بنویسم دلم خیلی تنگه واسه تو
واسه لحظه ها
واسه زندگی
حاجی تنت سلامت