بازگشت
بعد از ماه ها رفتیم سراغ وبلاگ های دوستانی که سالیان متمادی معمولا هر شب در نوشته هایشان وول میخوردیم یا به عبارتی ول میچرخیدم!
دلم خواست نوشتن را مخصوصا وقتی اینجا را دیدم!
حرف زیاد پیدا کرده ام برای گفتن ولی چیزی را که گم کرده ام وقت است!
قدیم تر ها چیزی که زیاد بود وقت و چیزی که نبود حرف….
در هر حال اینجا ایران است روزی قیف هست اما قیر نیست و روز دیگر قیف نیست و قیر هست….
فعلا همین مقدار بس است
پی نوشت:هر کسی کو دور ماند از اصل خویش /بازجوید روزگار وصل خویش
آبان ۱۸م, ۱۳۸۸ at ۹:۲۲ ب.ظ
کم کم دارم با خودم حال میکنم، بس که همین که یه لحظه یادی از کسی میکنم و پیش خودم میگم؛
“ببین، این دیگه نمی نویسه ها..”
بعد همون روز اون نفر آپ میکنه.
یعنی یه جورایی متعجبم ازین اتفاق.
درست همین امروز صبح، حباب از ذهنم گذشته بود..
در هرحال، امید که خوش و موفق باشید (:
آبان ۱۸م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۱۸ ب.ظ
سلام
به سلامتی
آبان ۲۰م, ۱۳۸۸ at ۵:۰۴ ب.ظ
زود میگذره سد
آبان ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۰۸ ب.ظ
سلام وبلاگ زیبایی دارید. من البته برای پاسخ به این سوال که پاک گوهر هستم اما با استاد دانشگاه تهران جنوب ارتباطی ندارم وبلاگ زیبایتان را دیدم. امیدوارم موفق باشید.