صد و یک

فکر میکنم من آز آن دسته از آدم های  کم رو و خجالتی نباشم حداقل می توان گفت که در بین دوستان خودی تر خجالتی نیستم و بعضا هر اراجیفی از نوع طنز که باشد بر زبان می آورم البته نه هر اراجیفی!

اما دیروز مجبور شدم یک جا را برای خجالت کشیدن ترک کنم از معدود دفعاتی بود که برای خودم خجالت نمیکشیدم!

برادر من اصولا آدمی تند خو است،عجول است و فراموشکار و دل رحم….و هزار بعد مثبت و منفی دارد اما دلیل نمی شود هر موقع یکی از این صفات بر او غالب شد چشمان را ببندد و دهانش را باز!!!!!

و منی که گاها برای دین و دیانت رگ گردنم متورم میشود باید به یاد داشته باشم که بعضی چیز ها بسیار حرمت دارد مثل آبرو ی مومن هر چند طرف مقابل از نظر من ذره ای مومن نباشد اما این نظر من است!

همچنین باید به یاد داشته باشم همیشه اشخاصی که برای من خودی هستند ممکن است برای دیگران غریبه باشند لطفا پارک را با حیاط خلوت خانه اشتباه نگیرید!

موضوع : دست نوشته های من

مطلب بعدی:

مطلب قبلی: صد

نویسنده : Saleh

زمان ارسال : ۲۵ آبان ۱۳۸۸

لینک دنبالک | لینک این مطلب Add to Del.icio.us Add to Google Bookmark Add to Microsoft Live Add to Technorati Favorites Add to reddit Add to OYAX

۳ نظر برای “صد و یک”

  1. مجتبی گفته :

    سلام
    حالا اینجا حیات خلوت است یا پارک؟

  2. نگارنده گفته :

    این روزها، همه خیلی راحت راجع به بقیه قضاوت میکنن و حکم میدن…

  3. محمد امين گفته :

    به اخوي سلام ما رو برسون. به اون يكي اخوي هم همينطور

نظرتان را بنویسید :