۱۰۵

امروز دهمین روز سال جدید است و یا بهتر بگویم بود!

و من الان در شرکت نشسته ام و هوس کرده ام  در اولین روز کاری سال جدید که با بیکاری شدیدی نیز روبروست مثل این جوانان آسمان جول و بیکار وبلاگ بنویسم!و از آنجا که اصلا نوشتنم نمی آید جنس این کلمات از نوع الیاف است و بخصوص پشم!که بافتنش حال می دهد!پس زیاد این بافت پشمی را جدی نگیرید.

در این لحظه از زمان ذهنم خالی است از آن خالی بودن ها که دچار بی وزنیت میکند،حال می دهد و لذت!و هیچ برنامه ای و هدفی برای بعد ندارم ،کلا بدون هدف زندگی کردن هم مزایای خودش را دارد و به تو اجازه می دهد در زمان حال زندگی کنی و تصمیمات آنی هیجان را بیشتر میکند!

دلم برای رانندگی در جاده تنگ شده است از بس که رانندگی کردم در این چند روز! روی هر صندلی که مینشینم احساس میکنم باید پدال گاز را فشار بدهم و سریع دنده را به ۵ برسانم از این توهمات فانتزی راننده کامیونی! 

موضوع : دست نوشته های من

مطلب بعدی:

مطلب قبلی:

نویسنده : Saleh

زمان ارسال : ۱۰ فروردین ۱۳۸۹

لینک دنبالک | لینک این مطلب Add to Del.icio.us Add to Google Bookmark Add to Microsoft Live Add to Technorati Favorites Add to reddit Add to OYAX

۹ نظر برای “۱۰۵”

  1. حسین ج گفته :

    اونوقت که به مهدی صدری بیچاره میگفتی عشقه رانندگیه فکر اینجا رو نکرده بودی که خودتم عاشق شدی! عاشق پارمیدا ! شایدم سیروس

  2. رضا گفته :

    رهرو ان است که آهسته و پیوسته رود :)

  3. مجتبی گفته :

    بی وزنی، حال، زندگی

  4. حسین گفته :

    کلا وقتی یه مدت طولانی کنار یکی باشی عاشقش میشی
    میخواد پارمیدا باشه، یا سیروس
    :)

  5. محمد امین گفته :

    سلام
    آخ گفتی
    منم دلم برای جاده تنگ شده. مخصوصا جاده چالوس
    خوبیش اینه که ذهنت رو ۱۰۰ درصد مشغول میکنه. دیگه به هیچی نمی تونی فکر کنی موقع رانندگی!

  6. Raha گفته :

    بی وزنی و من دوست دارم ولی می دونی کی می چسبه وقتی به یه هدفی رسیده باشی و خیالیت آسوده شده باشده و هنوز هم هدف جدیدی را در نظر نگرفته باشی. اونوقت توی یه گوشه آروم حافظ بخونی و بعد بذاری فکرت هر جایی که دوست داره بره و اینطوری ساعت هارو بگذرونی. آرام و رها…

  7. نجوا گفته :

    بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین…

    انگار سالی متحول نشده، به سرعت داریم به انتهای سال نزدیک میشم! سال پلنگه دیگه… چه میشه کرد…

    امضا: یک جوان آسمان جول و بیکار وبلاگ بعضا نویس! ;)

  8. صباح گفته :

    بابا تو هنوز بی خیال نکردی این ….
    ول کن کر کره شو بکش پایین!!!
    بیا تو متن زندگی! (جایی که من الان هستم!) یکم سختی کشیدنو یاد بگیر برا خودت خوبه!

  9. علی گفته :

    بسوزه پدر جهادی نیومدن، حالا اینقدر رانندگی کن تا پدال گازت پنچر شه!

    تبریک هم می گم عید رو اگر چه دیر اما بالاخره می گم

    با آرزوی سالی نکو

نظرتان را بنویسید :